ضیافت اول:
خانه
کورش رفیعی (اثر)
-------------------------------------
ضیافت دوم:
محمدرضا شیرازی (طرح سوم)
-------------------------------------
ضیافت سوم:
آرش پوراسماعیل
اولدوز فضلعلی
-------------------------------------
ضیافت چهارم:
مرتضی میرغلامی (ایرانشهر)
-----------------------------------
ضیافت پنجم:
نصیر زرینپناه (طرح نوشته)
-------------------------------------
ضیافت ششم:
احمدرضا سلیمانی
سمیرا گودرزی
(پرتیکان)
-------------------------------------
ضیافت هفتم:
نینا شاهرخی
-----------------------------------
ضیافت هشتم:
علی اعطا (کلوناد)
-------------------------------------
ضیافت نهم:
محمدرضا منعام و فرناز ضرابیان
-------------------------------------
ضیافت دهم:
کمال یوسف پور (زروان)
-------------------------------------
ضیافت یازدهم:
کلوب معماری برای دختر و پسرهای معمار
دو ماهنامه ضیافت وبلاگهای معماری
سازمان نظام مهندسی ساختمان
شرکت خدمات بیمه ای تلاش - شعبه غرب تهران - بیمه ایران
سنجش مستمر
سایت جامع صنعت ساختمان
آرمانشهر سایت مرجع هنر و معماری
آرشیو لینکدونی
ضیافت دهم وبلاگهای معماری - به میزبانی زروان
برنامه زمان بندی ضیافت دهم
þ 5 بهمن : اعلام موضوعات پیشنهادی
þ 5 تا 15 بهمن : نظرسنجی برای انتخاب موضوع نهایی ضیافت از میان موضوعات پیشنهادی
þ 15 بهمن : اعلام موضوع نهایی ضیافت
þ 15 بهمن تا 15 اسفند : بازه زمانی برای نگارش مطالب در باب موضوع ضیافت
þ 15 اسفند : جمع بندی مطالب نگارش یافته و معرفی میزبان ضیافت یازدهم
موضوعات پیشنهادی برای ضیافت دهم
þ معرفث و نقد یکی از آثار معماری معاصر ایران
þ معرفی و نقد فرایند طراحی یکی از آثار معماری معاصر جهان
þ وبلاگ نویسی معماری ؛ چرا و چگونه ؟
توضیح : در اینجا معنای اعم واژه معماری مورد نظر است و موضوعات مطرح شده می تواند تمامی زمینه های مرتبط از جمله شهرسازی ( معماری شهری ) را نیز در برگیرد.
------------------------------------------------------------------------------------------------------
هر انسانی از زمانی که به دنیا می آید وارد یک خانه میشود و در آنجا معنا و مفهوم زندگی را درک میکند ، اما زمانی که از خانه برای اولین بار خارجش میکنند نقاط نامشخص و بازی را میبیند که برایش معنا و مفهومی ندارد چرا که زیبایی و چیدمان و ترتیب وسائل خانه را به دقت دیده است و هیچ ارتباطی مابین داخل خانه و خارج از آن ÷یدا نخواهد کرد. چرا راه دور برویم ، از خودمان بگوییم ، زمانی که ما خانه خود را آنگونه که شخصیت و رفتارمان می گوید تذئین میکنیم و وقتی که به خیابان و کوچه و محله و پارک و مکانهای عمومی میرویم بعضی چیزها برایمان قابل درک نیستند.
دیشب آقای نجف زاده در گزارش خود به تهران لقب شهر خاکستری را داد به دلیل آنکه تهران با وجود ماشینهای فراوانی که در آن تردد میکنند آلوده شده است و البته موارد دیگری هم موثر هستند ولی من به تهران و یا هر شهر دیگری بر روی زمین لقب شهر خاکستری را میدهم آن هم با دلایل زیر.
مطالب را بخوانید متوجه میشوید!!!
همه شما عزیزان در طول روز و شب ها در خیابان های شهرتان قدم زده اید و یا با ماشین از نقطه ای به نقطه دیگر رفته اید ، من از دید خود میگویم ، چرا باید در شهری زندگی کنیم که میان ساختمانهای محبوبمان و یا ساختمانهایی که با آنها سر و کار داریم ارتباطی نیابیم.
جدیدا که هر کسی از راه رسیده یک برجی ساخته و یا یک جعبه ای را درون شهر قرار داده است.
چرا ساختمانی را که شما در آن کار میکنید با جعبه ساخته شده در مجاورت خود هیچ همخوانی هم برای خودشان هم برای محله ندارد؟
مگر ما در دوره ای زندگی نمیکنیم که حرف از پیشرفت و عدالت و یکپارچگی میزند؟
سوالهای این چنین زمانی به فکر من میرسد که در یک خیابان راه میروم و همچون یک تصویری از ضربان قلب را بر روی ساختمان ها میبینم. ساختمانهایی که شاید به دلیل دود ماشینها سیاه شده باشند ولی اینطور نیست. ساختمانی که روح نداشته باشد ، محله و خیابان و حتی آن شهر هم روحی ندارد. خیابانی را که مقامات از آن عبور میکنند و خیابانی که در حاشیه به سر میبرد نباید فرقی با یکدیگر داشته باشد. من به جرات میگویم که هیچ یک از خیابانها و محله های شهر تهران و یا هر شهر دیگری روح شهری را ندارند.
در گوشه و کنار این خیابان ها می نویسند " محله زیبا و سالم بسازیم و .... " ولی چرا فقط حرف بزنیم؟
نگید نه که باور نمیکنم ، تا به حال شده در محله خودتان قدم بزنید ، در خیابان بروید و به ساختمانهایی که در همترار انها وجود دارند نگاه نکنید؟ حتما نگاه کرده اید
برجی را که به قول خودشان در قلب تهران قرار داده اند ، هیچ ارتباطی با نقاط دیگر شهر ندارد ، دورتا دور آن را بزرگراه تشکیل داده و همچنین نمونه ای است کپی که اگر میخواستند ادامه دهند باید در نقاط دیگر شهر هم تکرار میکردند و یا وقتی که به پارک های شهر میرویم یا از پنجره خانه همسایه اش داریم دید می خوریم یا از خیابان هایی که در مسیر اصلی شهر هستند و هیچ فکری برای عبور و مرور آنها نشده است.
به قول یکی از معماران ایران که اسمش را فراموش کرده ام میگفت ، اگر یک دوربین برداریم و در سطح شهر از ساختمانها و معابر تهران فیلم تهیه کنیم مخصوصا در مسیر بزرگراه ها که در پایین و بالا و یا شاید هم در چپ و راست آنها ساختمانهای بی هدف را فیلم بگیریم ، مطمئن باشید دردناکترین فیلم جهان خواهد شد.
کسانی که طراح منزل و دکوراسیون هستند شاید این قسمت حرفهایم را تائید کنند شاید هم نکنند ، با توجه به شناختی که طراح از مالک منزل دارد چیدمان منزل و طراحی اولیه آن را به طوری انجام میدهد که از فضاهای موجود بهترین استفاده بعمل آید. شهر هم به این گونه است . اگر ما در طراحی منزل ارتباط میان فضاها با یکدیگر و لوازم درون آن را با یکدیگر مشخص میکنیم در شهر و طراحی ساختمانهایی که مکانی برای گذر زمان زندگی ما در آنها است نیز باید انجام شود ، تا جایی که نه تنها من بلکه تمام انسانها با عبور از شهر خود و گردش مسیرهایی که در آن دارند احساس بودن و فضاهایی را که در درون خودشان حس میکنند در نقاط و مکانهای شهر نیز داشته باشند.
امیدوارم با این چیزهایی که در ذهن داشتم و نوشتم توانسته باشم گویای مطلب در زمینه حس مکان در فضاهای شهری باشم.
منتظر نظرات شما دوستان معمار و شهرساز هستم.
محمد منفرد – 06/10/1387 - تهران
این یاداشت در پاسخ به فراخوان سکونتگاهی برای همه برای شرکت در ضیافت نهم وبلاگهای معماری با عنوان حس مکان در فضاهای شهری، نوشته شده است.
Copyright © 2008
All rights reserved © Design By:
Morteza11
کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز می باشد