تبليغاتX
مطالب معماری
تبلیغات
عضویت در سایت





Powered by WebGozar

اخبار تصویری
ضیافت وبلاگهای معماری
New Page 1

ضیافت اول:

خانه

کورش رفیعی (اثر)

-------------------------------------

ضیافت دوم:

خلاقیت ـ معماری

محمدرضا شیرازی (طرح سوم)

-------------------------------------

ضیافت سوم:

آموزش معماری

آرش پوراسماعیل

اولدوز فضلعلی

(فضای رویداد)

-------------------------------------

ضیافت چهارم:

خیابان

مرتضی میرغلامی (ایرانشهر)

-----------------------------------

ضیافت پنجم:

از فضا

نصیر زرین‌پناه (طرح ‌نوشته)

-------------------------------------

ضیافت ششم:

معماری زمینه‌گرا

احمدرضا سلیمانی

سمیرا گودرزی

(پرتیکان)

-------------------------------------

ضیافت هفتم:

آینده معماری

نینا شاهرخی

(معماری را بیاموزیم)

-----------------------------------

ضیافت هشتم:

معماری و رسانه

علی اعطا (کلوناد)

-------------------------------------

ضیافت نهم:

حس مکان در فضاهای شهری

محمدرضا منعام و فرناز ضرابیان

(سکونتگاهی برای همه)

-------------------------------------

ضیافت دهم:

معرفی و نقد یکی از آثار

معماری معاصر ایران

کمال یوسف پور (زروان)

-------------------------------------

ضیافت یازدهم:

اخلاق حرفه ای در

معماری و شهرسازی

حسام عشقی صنعتی

 

نظرسنجی
تصاویر ایران و جهان
تصاویر نقاشی و عکاسی
سایت های معماری
لوگو دوستان
جستجو در وبلاگ

  


» پرسپكتیو و نگارگری ‌شرقی‌
فقدان‌پرسپكتیو طبیعی‌و غیرطبیعی‌از ممیزات‌همه‌نقاشیهای‌ماقبل‌رنسانسی‌است‌.
هنرمند تصویرگر با توسل‌به‌خط‌و رنگ‌عالمی‌را كه‌متعلق‌هنر اوست‌بیان‌می‌كند. با وجود نحله‌ها و سبكهای‌مختلف‌نقاشی‌دو طریقه‌كلی‌را از جهت‌ابداع‌و محاكات‌عالم‌(نه‌مضامین‌و عوالم‌) می‌توان‌دید. در طریقه‌اول‌در پرده‌نقاشی‌یك‌نقطه‌وجهة‌نظر و دید بیننده‌وجود دارد و خطوط‌اصلی‌پرده‌نقاشی‌به‌سوی‌آن‌نقطه‌متوجه‌است‌و در طریقه‌دوم‌نقاط‌متعددی‌وجود دارد. در این‌مورد دوم‌گاه‌صورتی‌هیولایی‌وجود نقاط‌متعدد را نیز فاقد مبنای‌هرگونه‌شكل‌هندسی‌می‌كند.
این‌دو طریقه‌به‌پرسپكتیو یا فقدان‌پرسپكتیو در پردة‌نقاشی‌تعبیر می‌شود. در هنر اساطیری‌و دینی‌شرق‌و نیز هنر مدرن‌غرب‌از پرسپكتیو دوری‌گزیده‌اند. اما در نقاشی‌یونان‌و روم‌و به‌ویژه‌پس‌از عصر رنسانس‌تا پیدایی‌نحله‌های‌مدرن‌و پست‌مدرن‌از پرسپكتیو تعبیت‌شده‌است‌. و همین‌شیوه‌است‌كه‌پس‌از عصر رنسانس‌بر اساس‌علم‌مناظر و مرایای‌جدید مبنای‌هر قسم‌تصویرگری‌می‌شود و به‌آن‌پرسپكتیو خطی‌ linear perspective می‌گویند. این‌روش‌ابتدا از سوی‌نقاشان‌ایتالیایی‌و هلندی‌در قرن‌پانزده‌ابداع‌می‌شود و تحول‌اساسی‌در فضای‌غرب‌به‌پیدایی‌می‌آید.
همانطوری‌كه‌اشاره‌شد در پرسپكتیو یا وجهه‌نظر خطی‌هنرمند نقطه‌ای‌در مركز نگاه‌بیننده‌فرض‌می‌كند؛ همه‌خطوط‌به‌این‌نقطه‌می‌رسند. دوری‌و نزدیكی‌اشیاء نسبت‌به‌این‌نقطه‌سنجیده‌می‌شود و اشیایی‌كه‌از آن‌دورترند كوچكتر، و اشیایی‌كه‌نزدیكترند بزرگتر تصویر می‌گردند. این‌طریقه‌در حقیقت‌اختصاص‌به‌هنرمندان‌رنسانس‌ دارد و هنرمندان‌رومی‌و یونانی‌وجهی‌دیگر از آن‌را به‌كار می‌گرفتند كه‌بدان‌اشاره‌خواهد رفت‌.
به‌هر حال‌وجود دو طریقه‌در ابداع‌فضا و صورتهای‌نقاشی‌و كلاً صورتگری‌، به‌نحوی‌جلوه‌گر روح‌زمانه‌و عالمی‌است‌كه‌هنرمندان‌در آن‌سكنی‌گزیده‌اند. این‌طرق‌با توسل‌به‌رموز و مظاهری‌خاص‌Symbolism عالم‌خویش‌را نمایش‌می‌دهد. تعالی‌و تدانی‌سمبولها نیز تابع‌معنایی‌است‌كه‌هنرمند بدان‌تعلق‌پیدا می‌كند. گاه‌معنی‌چیزی‌جز همین‌جهان‌جسمانی‌بیش‌نیست‌؛ چنانكه‌در یونان‌و روم‌و دوره‌جدید اصل‌و اساس‌همین‌جهان‌است‌. پس‌در اینجا سمبول‌به‌نحوی‌مطابق‌عالم‌جسمانی‌است‌و اگر عالم‌جسمانی‌چیزی‌جز ماده‌و حركت‌، یا جز نقطه‌(اتم‌هندسی‌) كه‌حركت‌آن‌خط‌را ایجاد می‌كند و از آنجا فضای‌هندسی‌محسوس‌پدید می‌آید، نباشد، فضای‌پرسپكتیوی‌در نقاشی‌امری‌متعارف‌و طبیعی‌می‌گردد.

این‌فضای‌مكانیكی‌ـ هندسی‌از دو منبع‌علمی‌سرچشمه‌می‌گیرد: اول‌فضای‌هندسی‌اقلیدسی‌و علم‌مناظر و مرایایی‌جدید كه‌ذكر گردید. دوم‌فضای‌هندسی‌مكانیكی‌و علم‌مناظر و مرایای‌یونانی‌ـ اسكندرانی‌و رومی‌. دومی‌را می‌توان‌مبنای‌پرسپكتیو طبیعی‌دانست‌، و اولی‌را می‌توان‌همان‌پرسپكتیو خطی‌تصنعی‌یا اعتباری‌نامید. در پرسپكتیو طبیعی‌، طبیعت‌را آنچنانكه‌یونانیان‌ادراك‌كرده‌بودند می‌توان‌مشاهده‌كرد، علی‌الخصوص‌در آثار عصر كلاسیك‌هنر و علوم‌یونانی‌. بر اساس‌علم‌مناظر و مرایای‌اقلیدسی‌، فضا و مكان‌چنان‌است‌كه‌هر بخش‌آن‌از نظر ماهوی‌با بخش‌دیگر متفاوت‌است‌. اشیاء هریك‌مكان‌طبیعی‌خود را دارند و در جایگاه‌اصلی‌خود هویت‌واقعی‌خود را آشكار می‌كنند. حركت‌به‌سوی‌این‌جایگاه‌به‌حركت‌طبیعی‌و خلاف‌آن‌به‌حركت‌قسری‌تعبیر می‌شود. فیزیك‌ارسطویی‌نیز بر پایه‌این‌اصول‌تكوین‌یافته‌است‌.
در مقابل‌این‌نظرگاه‌علم‌مناظر و مرایای‌خطی‌كه‌مبنای‌پرسپكتیو تصنعی‌است‌، فضایی‌را در نظر می‌گیرد كه‌پیوسته‌و متحد و برای‌همه‌اشیاء یگانه‌است‌، بدین‌معنی‌كه‌اگر دوربین‌عكاسی‌را به‌یك‌سمت‌متوجه‌سازیم‌، در آن‌جهت‌عكس‌از یك‌صحنه‌برداریم‌، در آن‌عكس‌همه‌خطوط‌به‌سمت‌واحدی‌گرایش‌دارند، این‌تصاویر در همه‌جهات‌مشابه‌خواهند بود و تغییرات‌آنها تابع‌دید ناظر می‌گردد ـ از جمله‌دوری‌و نزدیكی‌مكانی‌نسبت‌به‌ناظر. در این‌طریقه‌از نگاه‌پرسپكتیوی‌به‌جهان‌نیز هنگامی‌كه‌نقاش‌صحنه‌ای‌را تصویر می‌كند با توسل‌به‌یك‌سلسله‌تدابیر مقدماتی‌از قبیل‌تعیین‌خط‌افق‌و نقطة‌دید اصلی‌و سطح‌محدودكننده‌مقابل‌و خطوط‌فرار دیگر، ترتیبی‌اتخاذ می‌شود كه‌پرده‌نقاشی‌فضایی‌بسان‌دوربین‌عكاسی‌با یك‌نقطه‌نظر ابداع‌كند و این‌با نگاه‌مكانیكی‌و تكنیكی‌جدید انسان‌به‌جهان‌مناسبت‌تام‌پیدا می‌كند.
كدامیك‌از دو نظرگاه‌فضای‌واقعی‌را نشان‌می‌دهد؟ فضای‌هندسی‌مكانیكی‌یا فضای‌هندسی‌اقلیدسی‌(اولی‌تابع‌حس‌باصره‌بیننده‌است‌و دومی‌تابع‌ماهیت‌و طبیعت‌اشیاء)؟

پاسخ‌این‌است‌: هردو، زیرا این‌دو تابع‌ امری‌وراز خود و فوق‌علم‌انتزاعی‌(این‌علم‌از حس‌برمی‌خیزد. به‌همین‌دلیل‌است‌كه‌فلاسفة‌ارسطویی‌مذهب‌گفته‌اند من‌فقد حساً فقد علماً) بشری‌اند و از تلقی‌معنوی‌و تاریخی‌آدمی‌كه‌به‌اقتضای‌انكشاف‌حقیقت‌و ظهور و تجلی‌تاریخی‌آن‌در ادوار تاریخی‌نشأت‌می‌گیرند. پسر هر بار چنانكه‌انسان‌طبیعت‌یا ماوراءطبیعت‌برایش‌افق‌تجلی‌حقیقت‌می‌گردد و محسوسی‌كه‌آئینه‌نامحسوس‌می‌شود، طریقه‌ابداع‌و نمایش‌عالم‌متفاوت‌می‌گردد و اگر این‌حقایق‌متجلی‌، اسماءالحسنی‌الهی‌باشد با غیر حجاب‌ظلمانی‌طاغوتی‌چنانكه‌در مباحث‌آتی‌خواهد آمد، بیان‌هنری‌و طرق‌ابداع‌آن‌پر راز و رمز و غیرپرسپكتیوی‌خواهد بود. زیرا اساساً محسوس‌از جمله‌خط‌و رنگ‌و طرح‌صرفاً سمبولهایی‌اند از عالم‌بالا نه‌عالم‌محسوس‌. به‌عبارتی‌هنر جلوه‌گاه‌عالم‌طولی‌می‌شود نه‌عالم‌عرضی‌(نسبت‌خلق‌به‌حق‌نسبت‌طولی‌است‌و نسبت‌خلق‌به‌خلق‌نسبت‌عرضی‌. چنانكه‌فی‌المثل‌ولایت‌پدر و رهبران‌سیاسی‌، رابطه‌ای‌عرضی‌است‌اما ولایت‌الهی‌، رابطه‌ی‌طولی‌است‌).
اساساً همانطوریكه‌یونانیان‌و متفكران‌دوره‌جدید عالم‌طبیعت‌را وصف‌یا تبیین‌كرده‌اند، نقاشان‌و صورتگران‌نیز به‌واسطة‌صورتهای‌خیالی‌خویش‌به‌ابداع‌آن‌پرداخته‌اند. و از آنجا تخیل‌ابداعی‌یونانی‌و جدید به‌اقتضای‌روح‌زمانه‌در هنر هنرمندان‌ظاهر شده‌است‌. اگر به‌تعبیر هیدگر در عصر ماقبل‌متافیزیك‌حكمای‌یونان‌طبیعت‌(فوسیس‌ physis ) را چون‌شكفتگی‌و مراحل‌رشد اشیاء و امور از آغاز تا پایان‌زندگی‌تلقی‌می‌كردند، هنرمندان‌یز به‌نحوی‌دیگر به‌این‌دریافت‌می‌رسیدند. اما دربارة‌عالم‌طبیعی‌كه‌هنرمندان‌عصر اسلامی‌به‌ابداع‌آن‌می‌پرداختند و از قواعد پرسپكتیو یونانی‌یا جدید تبعیت‌نمی‌كرد.
برخی‌از مستشرقین‌تحقیقات‌مفصلی‌از نظرگاه‌تاریخی‌و حكمی‌نموده‌اند، و نویسندگان‌ایرانی‌نیز با تأسی‌از آنان‌دقت‌بسیار به‌كار برده‌اند. بعضی‌نیز از نظرگاه‌معنوی‌عالم‌طبیعت‌هنرمندان‌عصر اسلامی‌را عالم‌ملكوت‌و مثال‌تلقی‌كرده‌اند؛ بدین‌معنی‌كه‌از نظر آنان‌طبیعت‌از افق‌ملكوت‌برای‌این‌هنرمندان‌منكشف‌شده‌است‌كه‌تفصیل‌آن‌در فصل‌نقاشی‌اسلامی‌خواهد آمد. در اینجا اجمالاً بگوییم‌كه‌اساساً فضای‌نقاشی‌عصر اسلامی‌با ملاكهای‌زیبایی‌شناسی‌و زمینة‌فكری‌و فلسفی‌و هنری‌و جهانشناسی‌نقاشانی‌كه‌این‌مینیاتورها را بوجود آورده‌اند كاملاً با زمینة‌فلسفی‌مفسران‌غربی‌معاصر آنها متفاوت‌است‌.
فلسفة‌دكارت‌كه‌در واقع‌زمینة‌اصلی‌تفكر جدید اروپایی‌است‌واقعیت‌را در فلسفه‌و علوم‌غربی‌و نیز در دید كلی‌غربیان‌به‌دو قلمروی‌متمایز تقسیم‌كرد: «عالم‌فكر و اندیشه‌» و «عالم‌بُعد و فضا» كه‌صرفاً با جهان‌مادی‌منطبق‌شده‌بود. هرگاه‌امروزه‌صحبت‌از فضا می‌شود، چه‌فضای‌مستقیم‌فیزیك‌نیوتونی‌مطرح‌باشد چه‌فضای‌منحنی‌فیزیك‌نسبیت‌، مقصود صرفاً همان‌عالم‌زمان‌و مكان‌مادی‌فانی‌است‌كه‌با واقعیت‌یكی‌دانسته‌می‌شود. امروزه‌در غرب‌دیگر تصوری‌از فضا و مكان‌غیرمادی‌و غیرجسمانی‌باقی‌وجود ندارد و اگر نیز سخنی‌از چنین‌فضایی‌پیش‌آید آن‌را نتیجة‌توهم‌بشری‌دانسته‌و برای‌ آن‌جنبة‌وجودی‌قائل‌نیستند. دیگر تصور فلسفة‌اروپایی‌از واقعیت‌جایی‌برای‌فضایی‌واقعی‌لكن‌غیرمادی‌باقی‌نگذاشته‌است‌. ولی‌هنر تمدنهای‌دینی‌درست‌با چنین‌فضایی‌سروكار دارد.

گفتیم‌كه‌در دوره‌جدید یعنی‌در عصر كلاسیك‌و باروك‌هنرمندان‌عالم‌را از منظر جسمانی‌و فیزیكی‌ابداع‌و محاكات‌می‌كردند، اما پس‌از طی‌تجربیاتی‌بر مبنای‌مناظر و مرایای‌رنسانسی‌سرانجام‌نظریه‌فیزیكی‌و نوری‌این‌جهانی‌از وضع‌قدیم‌خود به‌وضعی‌جدید وارد شد. در این‌اوضاع‌هنر غربی‌كه‌به‌عصر هنر مدرن‌وارد می‌شود، پرسپكتیو خطی‌را رها می‌كند و صورتهای‌كاو و كوژ بر هنر تصویرگری‌غلبه‌پیدا می‌كند و افق‌دید انسانی‌تابع‌ساحات‌نفسانی‌و وهمی‌او می‌گردد، در حالی‌كه‌در گذشته‌تابع‌ساحت‌جسمانی‌و حسی‌به‌معنی‌تكنیكی‌و مكانیكی‌لفظ‌بود كه‌در آن‌طبیعت‌«بیجان‌» تلقی‌می‌شد. در هنر پست‌مدرن‌، هنر آزاد از هر قید و بندی‌محسوب‌گردید، لذا هنرمند بی‌محابا جهان‌هیولایی‌خویش‌را بی‌رحمانه‌بر پرده‌خیال‌نفسانی‌خویش‌كشید. برخی‌از ظاهرپرستان‌و ساده‌اندیشان‌این‌را با روحانیت‌هنر سنتی‌یكی‌انگاشته‌اند و چون‌صورتگری‌مدرن‌فاقد هرگونه‌پرسپكتیو تصنعی‌و طبیعی‌است‌به‌زعم‌آنان‌جهان‌صورتگران‌با جهانی‌كه‌در قرون‌وسطی‌و عالم‌اسلامی‌جلوه‌كرده‌بود پیوند می‌خورد.
بنابراین‌، نقاشی‌مانوی‌نیز بر سطوح‌دوبعدی‌بدون‌عمق‌شكل‌می‌گیرد. به‌این‌ترتیب‌كه‌در نقاشیهای‌این‌دوره‌تنها یك‌نقطه‌نظر وجود ندارد تا همه‌خطوط‌بر اساس‌آن‌نظام‌گیرند، بلكه‌نقاط‌متعددی‌روی‌سطح‌وجود دارد. در این‌تصاویر عمق‌با لایه‌لایه‌و چندسطحی‌كردن‌از طریق‌سطوح‌نقوش‌نمایش‌داده‌می‌شود. چنین‌فضایی‌با كل‌و صورت‌نوعی‌فرهنگ‌مطابق‌است‌و غالباً تمثلی‌از جهان‌ملكوتی‌به‌شمار می‌آید. از نظرگاه‌اشپنگلری‌كه‌شئون‌فرهنگی‌و تمدنی‌در كل‌ارگانیگ‌عالم‌كبیر و صغیر همبستگی‌پیدا می‌كند. در اینجا نیز به‌نحوی‌می‌توان‌از وحدت‌و هماهنگی‌فضاهای‌بسته‌خانه‌و شهرهای‌قدیم‌ایران‌و ساحت‌بینش‌تخیلی‌قوم‌ایرانی‌؛ میان‌فضاهای‌چندسطحی‌در نقاشی‌و اصل‌تأویل‌در معارف‌دینی‌شیعه‌؛ میان‌تناسبات‌معماری‌و ردیفهای‌موسیقی‌ایرانی‌، سخن‌گفت‌. این‌كل‌و صورت‌نوعی‌متعالی‌سبب‌گردیده‌كه‌اشیاء از منظری‌غیرطبیعی‌یا ماوراءطبیعی‌مشاهده‌شوند. انسان‌در این‌حالت‌احساس‌مادی‌و بی‌روح‌نسبت‌به‌اشیاء و طبیعت‌ندارد بلكه‌جان‌و نفس‌را صورت‌و حقیقت‌آن‌تلقی‌می‌كند. در این‌منظر همه‌عالم‌به‌وجهی‌روحانی‌جلوه‌گر می‌شود و هنرمند از نظم‌اقلیدسی‌ـ عقلی‌هنر پرسپكتیوی‌كه‌در عالم‌یونانی‌و جدید سیطره‌داشته‌فارغ‌می‌شود و عالم‌واقع‌جاندار و پررمزوراز می‌گردد. پس‌با این‌منظر نقاش‌خود را متوجه‌عالمی‌فوق‌طبیعت‌می‌كند و از اینجا تابع‌پرسپكتیو نمی‌شود.
ممیزات‌فوق‌نه‌تنها ممیز هنر ایرانی‌است‌بلكه‌هنر هندی‌، چینی‌، مصری‌، یونانی‌ماقبل‌كلاسیك‌، بین‌النهرینی‌و كلاً همه‌هنرهای‌اساطیری‌و دینی‌قدیم‌نیز چنین‌ممیزاتی‌را واجدند كه‌هركدام‌كمابیش‌در ساختمان‌هنر اسلامی‌در حكم‌ماده‌شركت‌داشتند.

  نويسنده: محمد منفرد  تاریخ: یکشنبه بیستم بهمن 1387  موضوع: مبانی نظری معماری   لینک ثابت    
» نقش معماري و تمركز فضاهاي اداري

علي امامي - كارشناس هنرهاي تجسمي
 سيدعلي محمدمختاري - كارشناس آموزش ابتدايي

 

نقش معماري در مناسب سازي بناها و ساختمان هاي مختلف يك منطقه جمعتي انساني بي شك يكي از دغدغه هاي اصلي طراحان مهندسي و معماري شهري مي باشد توجه به شرايط آب و هوايي مناطق مختلف نظم و انضباط نمادگرايي سادگي و از همه مهتر اصالت اسلامي و سنتي بناها و تمايز آنها از همديگر مي تواند در مناسب سازي فضاهاي مختلف شهري تاثير بسزايي داشته باشد. آنچه اين مقاله مي خواهد به آن بپردازد تمايز و برجستگي فرم هاي مختلف معماري بناها در ابعاد مختلف مي باشد. به طوري كه مساجد و اماكن زيارتي با جلوه هاي خاص ساحامان هاي ادارات مختلف با توجه به فرم هاي جديد و مدرن امروزي معماري و تلفيق با معماري سنتي اسلامي و ايراني و فضاهاي تفريحي گردشي و آموزشي نيز با توجه به اهداف در نظر گرفته شده براي آنها در فضاهاي مناسبي ايجاد گردد.
تمركز و كمي فاصله فضاها و ساختمان هاي ادارات در كاهش وقت و حمل و نقل و هزينه هاي مختلف انرژي اقتصادي و اجتماعي رواني جامعه تاثير بسيار داشته و افزايش اميد وس رعت در امور محوله حائز اهميت مي باشد.
مناسب سازي ساختمان هاي آموزشي، درماني، زيارتي، مساجد فضاهاي آموزشي و تفريحي را مي توان از جنبه هاي زير مورد تحقيق و بررسي قرار داد.
1) فاصله و امكان دسترسي و صرفه جويي در وقت 2) توجه به نوع كاركرد و مدت زمان استفاده بهينه از آنها 3) فرم معماري و تشخيص عملكردها 4) هماهنگي و زيبايي با بافت شهر.

  نويسنده: محمد منفرد  تاریخ: سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387  موضوع: مبانی نظری معماری   لینک ثابت    
» مناسب سازي فضاهاي آموزشي

فضاي آموزشي به عنوان يكي از مهم ترين فضاهاي شهري بايد مورد توجه قرار گيرد. زيرا اولين محيط خارجي رسمي كه مقررات در آن اعمال مي گردد مدرسه است و فرزندان ما در آن قرار گرفته و حداقل 5 ساعت از ساعات مفيد خود را در آن مي گذرانند. بنابراين محيطي آرام، دوست داشتني و لذت بخش موجب جلب توجه و تمايل دانش آموزان براي حضور در مدارس شده است و باعث رشد رواني سالم فرزندان اين مرز و بوم مي شود. براي دست يابي به اين مهم، شناخت روحيات، آشنايي به نكات آموزشي، خواست دبيران و مسئولين مدارس و همچنين ضوابط و مقررات و بسياري از نكات ريز ودرشت لازم است. در طراحي مدارس ايران چند نكته جلب توجه مي نمايد:
1- هويت بخشي و شخصيت بخشي به فضاهاي آموزشي؛
2- طراحي هاي نامناسب محوطه ها و استاندارد نبودن كفپوش آنها با توجه به عملكرد؛
3- مناسب نبودن طراحي هاي فضاي مدرسه براي كودكان معلول جسمي – حركتي ؛
4- نكاتي مهم در مورد سرويس هاي بهداشت؛
5- بهبود بخشي به كيفيت طراحي داخلي فضاهاي درس و كارگاه .

  نويسنده: محمد منفرد  تاریخ: شنبه بیست و نهم تیر 1387  موضوع: مبانی نظری معماری   لینک ثابت    
» مناسب سازي فضاهاي آموزشي جهت سهولت دسترسي دانش آموزان تلفيقي (كم توانان جسمي - حركتي)

بر اساس آمار سازمان بهداشت (جهاني) در حدود 10% از جمعيت جهان دچار نوعي معلوليت مي باشند كه رقمي قابل توجه است. در سال هاي اخير، در اكثر كشورهاي دنيا طراحان فضاي شهري و ساختمان هاي عمومي و آموزشي حسب مورد و به لحاظ نياز مبرم جامعه اقدام به طراحي فضاهايي نموده اند كه عملا استفاده از آنها توسط معلولان بيش از پيش تسهيل شده و موجب گرديده تا فعاليت روزمره اين قشر از جامعه در محيط هاي آموزشي و به طور كلي شهري امكان پذير گردد.
تجربه كشورهاي اروپايي درگير جنگ جهاني در رابطه با ايجاد شهرك و مدارسي براي معلولين و اسكان آنها در آسايشگاه ها و مدارس شبانه روزي نشان دهنده اين مساله بود كه اتخاذ چنين روش هايي مي تواند تاثيرات روحي بسيار نامطلوبي در معلولين داشته باشد.
هدف اين مجموعه بر اين اصل استوار است كه همگان از جمله معلولين بايد در دسترسي به اموزش و پرورش و شركت كامل در زندگي اجتماعي و پيشرفت علمي از امكاناتي برابر بهره مند شوند. قرار دادن كودكان معلول در كنار كودكان سالم نه تنها به پذيرش تفاوت در قدرت تحرك كه ميان آنها وجود دارد كمك ميكند و تحمل و احترام متقابل را افزايش مي دهد، بلكه عادي جلوه دادن معلوليت را تحقق مي بخشد نيز اين كودكان مي توانند ضمن تحصيل در كنار دانش آموزان سالم، از امكانات چنين مدارسي استفاده كنند.
به همين منظور ضمن اشاره اي به مشكلات موود در فضاهاي داخلي مراكز آموزشي، ضوباط و معيارها، و نيز روش هاي اجرايي مناسب سازي و رفع مشكلات جهت سهولت رفت و آـمد اين گونه دانش آموزان در فضاهاي ذيل ارائه شده است:
1) ورودي

2) راهرود

3) بازشو (در و پنجره)

4) پله

5) سطح شيب دار

6) آسانسور

7) فضاهاي بهداشتي

8) كلاس ها

9)كتابخانه

10) محوطه

11) نيمكت و ميزكار

12) آبخوري و آبسردكن

13) نصب علايم در فضاها


در پايان ذكر اين نكته لازم و ضروري است كه ايجاد تغييرات و مناسب سازي در هر فضاي آموزشي نسبت به تعيين معيارها و ضوابط اوليه هزينه و زمان بيشتري را در بر خواهد داشت

  نويسنده: محمد منفرد  تاریخ: شنبه بیست و نهم تیر 1387  موضوع: مبانی نظری معماری   لینک ثابت    
» 4 سبک معماری

1- مدرن

 

( معماران معروف )

 

n       فیلیپ جانسون

n       لویی کان

n       فرانک لویدرایت

n       لویی سالیوان

n       لوکوربوزیه

n       تونی گارنیر

n       فرانک فرنس

n       آگوست پره

n       آدولف لوس

n       ریچارد نوترا

 

( ساختمان های شاخص )

 

n       خانه آبشار(لویدرایت)

n       ویلاساووا(لوکوربوزیه)

n       خانه استینر(لوس)

n       خانه شیشه ای( جانسون)

 

(خصوصیات )

 

n       عملکردوکارآیی

n       صنعت وماشین

n       پیش ساختگی

n       استاندارد نمودن

n       توجه به آینده

n       علم

n       ریاضی وهندسه

n       تناسب وهمگونی

n       منطق وخرد

n       سبک بین المللی

n       وحدت

n       توجه به قشرروشنفکر

 

(ایـــــــده )

 

n       فرم تابع عملکرداست(رایت)

n       تزئینات جنایت است(لوس)

n       خانه ماشینی است برای زندگی (لوکوربوزیه)

n       کمتربیشتراست(میس وندره)

 

 

2- پست مدرن (فرامدرن,بعدازمدرن)

 

( معماران معروف )

 

n       رابرت ونچوری

n       چارلزجنکز

n       مایکل گریوز

n       چارلزمور

n       جیمزاسترلینگ

n       ماریوبوتا

n       پیترآیزمن

n       ریچاردمیر

  درایران

n       شیخ زین الدین

n       کلانتری

n       صفامنش

 

( ساختمان های شاخص )

 

n       خانه مادرونچوری(1962)

n       میدان ایتالیا, چارلزمور(79-1978)

 

(خصوصیات )

 

n       رنگ,حجم وتزئینات عامه پسند(معماری پاپ- معماری مردمی)

n       زمینه گرایی(فرهنگی, اجتماعی,کالبدی و...)

n       چندگانگی واقعیت(واقعیت مجازی)

n       فرهنگ

n       تاریخ

n       سنت

n       کثرت گرایی

n       التقاط

n       هنرمردمی

n       سبک محلی

 

(ایـــــــده )

 

n       کمترخسته کننده است(رابرت ونچوری)

n       بیشتربیشتر است(چارلزمور)

 

 

3- های تک (تکنولوژی بسیار پیشرفته)

 

( معماران معروف )

 

n       فرای اتو

n       ریچارد راجرز

n       رنزوپیانو

n       نورمن فاستر

n       مایکل هاپکینز

n       سانتیاگوکالاتراوا

n       نیکلاس گریمشاو

 

( ساختمان های شاخص )

 

n       مرکزپومپیدو(رنزوپیانوو ریچارد راجرز)

n       برج ایفل(بنای آرمانی معماران های تک)

n       بانک شانگ های درهنگ کنگ(فاستر)

n       ساختمان لوویدزلندن(ریچاردراجرز)

 

(خصوصیات )

 

n       بینش پوزیتیویسم وخوشبینی به پیشرفت علمی وتکنیکی

n       نمایش تکنولوژی به عنوان دستاوردعصرجدید

n       نمایش پروسه ساخت

n       شفاف نمودن,لایه لایه کردن ونمایش حرکت درساختمان

n       نمایش ساختارواجزاء درون بنا درنمای ساختمان

n       استفاده ازرنگهای روشن وساده

n       سازه وساختاربه عنوان تزئینات

n       استفاده ازاجزاء کششی وسبک

n       جداکردن بخشهای سرویس دهنده ازسرویس شونده

n       طراحی بام ساختمان به عنوان نمای پنجم

n       هنرانتزاعی

n       نمایش داخل ماشین واجزاء آن

n       سهولت تعمیرونگهداری ساختمان

n       عملکردوکارآیی

n       تلفیق شیشه وآهن

n       بازآرایی وحل مسئله قدیمی به شیوه ی امروزی

 

(ایـــــــده )

 

n       درعصر مدرن بایددرساختمانهای مدرن زندگی کرد(ریچاردراجرز)

 

 

4- اکوتک(طبیعت وتکنولوژی)

 

( معماران معروف )

 

n       نورمن فاستر

n       رنزوپیانو

 

(خصوصیات )

 

n       حفظ محیط زیست

n       تکنولوژی پیشرفته

n       توجه به آینده

n       بازیافت

n       انرژی تجدید شونده

n       علم

n       سایبرنتیک

n       فرهنگ

n       سنت

n       الهام ازطبیعت

 

 

مشکلات سبک هایتک :

 

n       ارتباط کم ساختمان هایتک بادیگربناها (ساختمان هایتک نماد یک کا رخانه)

n       فرم کامل یک ساختمان هایتک اغلب بازتاب عملکرد مورد نظر نمی باشد.

n       ساختمان یک حجم شلوغ دربیرون برای ساده نگه داشتن فضای داخلی است.

n       مشکل تولید انبوه ساختمان باروشهای صنعتی وبااستفاده از تکنولوژی.

n       هایتک یک سبک ضد شهراست,اعتقاد به اختراع بیشترازنظم سنتی وکنترل کردن محیط بیشتر ازسازش.

 ------------------------------------------------

www.memarbashi.blogsky.com

  نويسنده: محمد منفرد  تاریخ: شنبه پانزدهم تیر 1387  موضوع: مبانی نظری معماری   لینک ثابت    
» مطالب قبلی
پرسپكتیو و نگارگری ‌شرقی‌
مذهب، منبع هنر معماری مساجد ایران
نكته هایی از طراحی غرفه
اسامی هیئت داوران - سومين دوره جايزه معماري ميرميران
سومين دوره جايزه معماري ميرميران
سرگذشت خالق اپرای سیدنی
ضیافت دهم وبلاگهای معماری - به میزبانی زروان
یان کاپلیکی درگذشت
Guidance School - Iraq 2008
معماران سیاه پوش!
چگونه میز شام را برای شب کریسمس آماده کنیم
حیاط و باغچه ها را در کریسمس فراموش نکنید
برای کریسمس آماده شوید
نقاط روشن و تاریک در شهر خاکستری
عذر خواهی
عشق پرداز
اطلاعات جالبی در مورد نام محله های تهران
خانه و معنا - انواع تزیین در معماری اسلامی
تصاوير جالب و ديدني از يك پل در كوه هاي مالزي
زندگی در یک توالت 1.6 میلیون دلاری
خانه و معنا - چهار نظام فکری در معماری اسلامی
دومین همایش علمی منطقه ای معماری کویر
خانه و معنا - جلوه گری نور و ذوق ایرانی
خانه و معنا - گنبد
لوکسترین استخرهای جهان
خانه و معنا - معماری و عقیده معنوی
خانه و معنا - فضا
مناسب سازي مساجد از گذشته تا حال و نيازمندي هاي آينده
نقش معماري و تمركز فضاهاي اداري
Living on the Edge